وقتی تو هم رفتی....

وقتی تو هم رفتی دیوانه بار تنها می شوم دوباره...

در میان یک دو راهی نحس گیر کرده ام

در میان تو

درمیان تنهایی

گیر کرده ام...

نگاه تو با سردی تمام ، راه تنهایی را نشانم می دهد

اما

دستان گرمت راه با تو بودن را نشانم

اما

خود من راه تنهایی را می روم

چون من دستانت را بدون قلبت نمی خواهم

تنهایی....

گاهی آنقدر تنها میشوم که دوست دارم کسی صدایم کند حتی اشتباهی...!!

شبیه برگ پائیزی پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت تو از یادم
خداحافظ و این یعنی در اندوه تو می میرم دراین تنهایی مطلق که می بندد به زنجیرم و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمیارد و برف ناامیدی بر سرم یکریز می بارد چگونه بگذرم از عشق از دلبستگی هایم؟؟؟
چگونه میروی با این که میدانی چه تنهایم؟؟؟
خداحافظ تو ای همپای شب های غزل خوانی
خداحافظ به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ بدون تو گمان کردی که می مانم
خداحافظ بدون من یقین دارم که میمانی!!!