دیدار آشنا!!!

گاهی اوقات می توان با یک دیدار از خانواده یا یک مادر که جوان خود را بدون هیچ باوری به شهادتش در خدمت سربازی از دست داده و الان به این امر راضی و به شهادتش افتخار می کند خوشحال کرد. چگونه؟؟؟

کاری که در این ماه از طرف بچه های سپاه شهرستان در اوایل آبان ماه و کارمندان بنیاد شهید در اواخر این ماه صورت گرفت و قلب مادری را به وجد آورد که آری بعد از گذشت 12 سال و 7 ماه، بودند کسانی که از وقت گرانبهایشان را برای دیدارش و یاد آوری خاطرات فرزندش بگذرانند و قابل ستایشند این بزرگ مردان سپاه و بنیاد شهید. دست مریزاد....

 

 

حواست هست خدا؟

حواست هست خدا؟

صدای هق هق گریه هامه....میشنوی؟؟؟

از گلویی میاد که خودت گفتی از رگش بهم نزدیکتری!!!

حواست هست خدا؟

هروقت صدای شکستن خودمو شنیدم گفتم...

گفتم باشه منم خدایی دارم

حواست هست خدا؟

از بچگی تا الان هر وقت زمین خوردم وبه سختی پاشدم,گفتن غصه نخور خدا بزرگه

حواست هست خدا؟

حواست هست که هر روز باهات درد و دل میکنم؟

حواست هست غصه هام دارن سنگینی میکنن؟

حواست هست خیلی وقته چشام بارونیه؟

حواست هست نفس کم آوردم؟

خدایا...

نفس میخوام, خوشی میخوام....زندگی میخوام

خدایا یه خنده از ته دل میخوام

خدایا خیالت راحت بازم قلبم شکست

ولی اشکالی نداره بازم میگم...

بازم میگم منم خدایی دارم

کربلا

فقط خواستم بنویسم که اینروزا خیلی حوس کربلا کردم

همش فکر می کنم و یاد اونجا می افتم و می گم "امان از دل زینب"

التماس دعا