شب یلدا مبارک

  

 

میان دوستـــان افتاده ای تک / رخت هندونه ،زلفت عین پشمک!

برایت می زنم اینک پیامک / شب یلدای تو ای گــــــل! مبارک!

لحظه

به نام خدا

                                                  لحظه

نه از اغاز چنین رسمی بود و نه فرجام چنین خواهد شد که کسی جز تو تو را دریابد

تو در این راه رسیدن به خودت تنهایی.

ظلمتی هست اگر چشم از کوچه ی یاری بردار و فراموش کن این کهنه خیال.نور فانوس

رفیقی که تو را دریابد.دست یاری که بکوبد در را.پرده از پنجره برگیرد.قفل را بگشاید.

کوله بارت بردار.دست تنهایی خود را تو بگیر و از ایینه بپرس منزل روشن خورشید کجاست؟

شوق دریا اگرت هست روان باید بود ورنه در حسرت همراهی رودی به زمین خواهی شد.

مقصد از شوق رسیدن خالیست.راه سرشار امید و بدان کین امروز منتظر فردایی است

که تو امروز در امید وصالش بودی.بهترین لحظه ی راهی شدنت اکنون است.

لحظه را دریابیم.باور روز برای گذر از شب کافیست.

و از اغاز جنان رسمی بود که سرانجام چنین خواهد شد