سوژه قاب های تمام نشدنی

ضمن تبریک هفته هلال احمر به اعضای جمعیت هلال احمر شهرستان آران و بیدگل .

دیروز به مناسبت هفته هلال احمر جمعیت هلال احمر شهرستان آران و بیدگل جشنی را در  کانون شهید بنی طبا برگزار کرد که از بزرگانی چون  آقای روحانی بخشدار و سرهنگ تقدیری و بزرگانی دیگر هم دعوت شده بود که بخش اهداء جوایز خیلی جالب بود در بخش اهداء جوایر اسامی برندگان که قرائت شد هیچ کدام برای تحویل نبودن ولی بالاخره چند نفری پیدا شدن تا جوایز روی دستشون باد نکنه ، یا رییس این سازمان با قاب فروشی قرارداد بسته بود یا اینکه از دری که به پشت پرده راه داشت قابهای اهدایی را پس می دادن آخه کار به جایی رسید که به مهمانها و کسانی که جوایز را تقدیم می کردند هم قاب رسید و آنها هم هدیه گرفتند چرا نمی دونیم ؟؟؟

لالا لالا نخواب دنیا خسیسه

لالالالا نخواب سودي نداره
همون بهتر كه بشماري ستاره
همون بهتركه چشمات وابمونه
كه ماه غصش نشه تنها بيداره
لالالالا نخواب بازم سفررفت
نمي دونم به كارون يا خزررفت
فقط دردم اينه مثل هميشه
بدون اطلاع وبي خبررفت
لالالالا نخواب ميدونه جنگه
دسته هركي ميبيني يه تفنگه
يه عمره دوره چشماش گشتم اما
نفهميدم كه اون چشما چه رنگه
لالالالا نخواب زندونه دنيا
سره ناسازگاري داره با ما
بشين بازم دعاكن واسه اونكه
مارواينجاگذاشت تنهاي تنها
لالالالا نخواب اون راه دوره
خدا ميدونه كه حالش چه جوره
توي خلوت ميگم اينجا كسي نيست
خداايش كه دلم خيلي صبوره

لالا نخواب تيرازچراغم
مثه آتشفشان ميمونه داغم
به جون گلدونا كم غصه اي نيست
هزارشب شد نيومد بازسراغم
لالالالا نخواب، خواب كه دوا نيست
دل ديونه داشتن كه خطانيست
ميگن دست ازسرش بردار،نميشه
آخه عاشق شدن كه كارمانيست
لالا نخواب تنها ميمونم
كمك كن قدرچشماتوبدونم
چراچشمات پره خشمه عزيزم
مگه من مثل اون نامهربونم
لالا نخواب ماه ونگاه كن
من اسپندوميارم تودعاكن
بگوبرگرده ، پيشه ما بمونه
كتاب حافظ ورداروواكن
لالا نخواب سرما توراهه
هميشه عمرخوشختي كوتاهه
ميگن بايه فرشته اونوديدن
دروغه جون دريا اشتباهه

لالا نخواب تلخه جدايي
كمرخم ميشه زيربي وفايي
توبيدارباش، همه خواب نازن
براي كي بخونم پس لالايي
لالا نخواب تنهايي زرده
اگه طولاني شه مثل يه درده
آگه چشم انتظارباشي كه هيچي
دروغ ميگي به دل ،كه برمي گرده
لالا نخواب اشكت زلاله
مثه بارون پاي نخله وصاله
منوتوهم شب وهم قلب وشكستيم
ولي اون چي ،چقدر روبي خياله
لالا نخواب دنيا خسيسه
واسه كمتركسي خوب مينويسه
يكي لبهاش توخوابم غرقه خندست
يكي پلكاش توخوام خيسه خيسه
لالا نخواب عاشق يه سيبه
هميشه سرخ وطب داروغريبه
تااون بالاست رسيدست اما تنهاست
پايين هم كه بيفته بي نصيبه
لالا نخواب اينجا سياهي
پره اما،توتنگ قصه ماهي
اوني كه ماها روبيدارنگه داشت
الهي خواب باشه حالا الهي
لالا نخواب تااون خوابه
بشينم اينقدرتاكه خورشيدبتابه
زموني كه يقين كردم بيدارشد
بخواب بايادعكسي كه توقابه
لالا بخواب بيداره حالا
ديگه بايد بخوابي پس لالالالا
بخواب ديگه توميتوني خوابي
ببين خورشيداومدبالاي بالا
لالالالا اينم بودسرنوشتم
اين ازامروزم واين ازگذشتم
نمي خوابم تاتوبرگردي يه روز
منم خواب روواسه اون روز گذاشتم

 

پاکنویس

صبح خورشید آمد

 دفتر مشق شبم را خط زد

 پاک کن بیهوده است

 اگر این خط ها را پاک کنم

 جای آنها پیداست

 ای که خط خوردگی دفتر مشقم از توست!

 تو بگو!

 من کجا حق دارم

 مشق هایم را

 روی کاغذهای باطله با خود ببرم؟

 می روم

 دفتر پاکنویسی بخرم

زندگی را باید

 از سر سطر نوشت!